[عنوان ندارد.................]
نه دیگه دلم رنگ می خواد و نه آهنگ و ....نه حتی حوصله دارم اول برم بشینم تو word خیلی خوشگل تایپ کنم و بعد کجش کنم و بعدراست و بعد قرمز بپاشم روش و بعد فاصله ی خطها رو تنظیم کنم وبعد...کپی و بزنم و بعد ....
حتی این آهنگ مزخرف آخری ساسی مانکنم نمی تونه بخندونتم...نیناش ناش.....حماقت هم عالمی داره.......
البته اگه تا همین الان چیز تازه تري نداده باشه بیرون....
دلم فقط همون کلاه قرمزی و می خواد....آخ که دلم می خواد یکي بیاد بهم بگه چِم شده؟؟!
چند روزه هی نگام سر می خوره رو کتابها و....دلم نمی کشه سمت هیچ کدومشون برم.....
اول فکر کردم از عواقب خوندن کافه پیانو و جمله ی" کی به کی یه علی؟" شه....که من هی می رم و می یام و می خونمش...همينجوری تا این اسم هی مزه کنه تو دهنم و هی حسرت بخورم که چه قدر منم دلم می خواست با علی دوست بودم...دوباره داغ "علی عابدینی" رو دلم بمونه!
ولی فکر کنم همین مرگمه!شدم مثل همون روزایی که این "ناتوردشت" ......رو خوندم....البته بدتر از اونم بودم....
وقتی اون صد سال تنهایی ِ..... خوندم....وقتی هم بستمش دیگه حتی بازش نکردم که دوتا اسم و حفظ کنم تا حداقل جلو دو تا آدم حسابی که اکثرشون عاشق این صد سال تنهایی ِ.....هستن کلاس بزارم......
توی صد سال آینده هم عمراً دوباره بازش کنم....."مثل ناقوسها برا ي که به صدادر می آیند" يا
" چرادنگ دنگ مي كنن" يا "چرازنگ مي ز نن" يا "كيه زنگم ي زنه؟" يا "بچه برو اون دروباز كن بين كيه"
كه خوب همه ي اينها از همینگوی خدابيامورز نيس فقط همون اوليه ي مال اين بنده خداست!!!
که من عجیب لج کردم بااین کتاب و تا حالا ۳ بار خوندمش و فصل آخر و بی خیال شدم...بابا.....
بی خیال...
من خیالمم نیست که بهم بخندن واسه اینکه به صدسال تنهایی می گم صد سال تنهایی ِ....., يا بيتلها رو اصلا ني شناسم و كازابلانكا رو هنوز نديدم...
بي خيال بابا....
وقتي "من ِاو" رو خوندم،گفتم دمت گرم، زدي تو پوز اين ماركز.....
يا با اينكه كلي ارادت دارم خدمت جناب اگزوپري ولي عشق مي كنم با حافظم و اين بيت شعرش:
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ناز كم كن كه در اين باغ بسي چون تو شكفت
گل بخنديد كه از راست نرنجيم ولي هيچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
خوب ...بازم ي گم...جناب اگزوپري ِ جان ( به قول جناب صالح علاء ِ جان) بنده ي خدا اين شازده ي نحيف و كشوندي و كشوندي كه همين....
كه خوب...همينم همين!!!...دربست قبول دارمش....شازده تو مي گم اااا !
چه پرچونه شدم...دستم گرم شده و هينجور مي نويسم، اونم الان،شب امتحان infra 1 که دفعه ی قبل طی یک اتفاق بي سابقه در تاريخ مجتمع فني كامپيوتر بنده خراب شد و من خيلي زيبا از امتحان جستم....
و فردا دوباره بايد برم و در خدمت ايشانان باشم......
عجب!!!! از كجابه كجا رسيديم.......
اين روزها مد شده...........:
To be continue
اصلاحيه:زين پس مي خوانيم
To be continued





