تو...تو.........تویی که همیشه داستانهای من و خراب می کنی..با توام......بس نمی کنی؟....بس نمی کنی؟؟؟؟
خورشيد داغ تر از هميشه مي تابيد،من بودم و نگاهي سرگردان،تاب مي خوردم،بالا و پايين،بعد چشمانم را بستم،دستانم را باز كردم،طنابهاي تاب را رها كردم،بالا پايين
بالا
پايين
باد جيغ ميزد
من فقط نفس مي كشيدم
بالا
پايين
چه قدر دوست داشتم،چقدر دوست داشتم،همه ي دنيا،همه ي دنيا ساكت شود،فقط من باشم و تابم!
تاب آرام تر شد،چشمانم را باز كردم،همه جا سكوت بود،سكوت،هيچ كس نبود،همه ي تابها آرام استاده بودند،برگها آرام مي لرزيدند،باد گرم به صورتم مي خورد،لبخند زدم!
به اين زودي برآورده شد؟!
فكر كردم،فرياد بزنم،فرياد بزنم و كسي را صدا كنم،ولي،دلم نيامد،حيف بوداين سكوت بشكند!
آرامش،همه جا بوي آرامش مي آمد،پاهايم را به زمين زدم،تاب بالا رفت،چشمانم را باز نگه داشتم،خنديدم،بلند خنديدم،قهقه زدم!
ولي
ولي
_اين ولي ها،هيچگاه،هيچگاه مرا رها نمي كند،قرار نبود داستانم عاشقانه شود! تو از كجا آمدي؟!!_
دلم تنگ شد،تنگ شد براي بوي حضورت،تو كه نيستي،من فقط دل خوش بودم به اينكه در جايي از اين شهر هستي،گفته بودم قرار نبود عاشقانه شود،همه ي داستان را به هم ريختي!!!!!!!!!!!!
تاب ايستاد،چرا اين طور كردي؟!!!!
**********************************************
پ.ن:پ.ن يعني دلم لك زده براي تاب بازي،براي بلند خنديدم،كاش بابا بود تا با هم مي رفتيم تاب بازي! كاش بابا زود تر بياد!اين دفعه دلم براش خيلي تنگ شده!دلم براي همه تنگ شده! اجازه ي دلتنگ شدن كه دارم؟؟؟؟؟؟؟؟ ندارم؟!!!!!!!!
پ.ن يعني مي دوني..
مي دوني؟
نه تو نمي دوني!
نمي دوني
پ.ن2:پ.ن 2 يعني ببين كارم به كجا رسيده ! پ.ن2 ديگه چه صيغه ايه؟! صيغه ي مفرد،صيغه ي تنها،صيغه ي .....
ولش كن........
يا علي مددي!




